تبليغاتX
جایی که هیچ کس مرا نمی شناسد

ولت کردم یا ولم کردی؟

از زندگیم بیرونت کردم یا از زندگیت بیرونم کردی؟

چرا یکی دیگه رو خواستی؟

یا شایدم نخواستی

دارم داغون می شم

دارم می میرم

رضا

رضا

رضا

دلم واست تنگ شده

رضا

چرا اینطوری شد؟

رضا من تو رو می خوام

رضا من فقط تورو می خوام

هیچ کسی رو جز تو نمی خوام

برگرد رضا

چی می شد تو منو می خواستی؟

رضا چی می شه منو بخوای؟

رضا

کاشکی برگردی

رضا من تو رو می خوام

رضا چرا اینقد دور شدی ازم

دیگه نمی خوام کسی اینجا نظر بده

می خوام فقط حرفامو واسه تو بزنم

شاید یه روز تو بخونی

شایدم هیچ وقت دیگه یاد منم نکنی

کاشکی به اونی که می خوای برسی

کاشکی به کسی که می خوای برسی

چیزی که من بهش نرسیدم

رضا دلم شکسته

تو گفتی کی این کلمه رو یادت داده

اینجا که می تونم بگم نه؟

رضا دلم واست تنگ شده رضا

رضا من تو رو می خوام رضا

اما رضای اول رو می خوام

نه رضایی که کس دیگه ای رو می خواد

نه رضایی که هیچ وقت همه دلش پیش من نبود و فکر می کرد اشتباه کرده

رضا برو

اگه یه روز فهمیدی که واقعا منو می خوای

اگه یه روز مثل روز اولی که بهم پیشنهاد دادی شدی

اگه اون قدر عاشقم شدی که حرفام واست مسخره نبود

از کارامو حرفام بدت نمی اومد

برگرد

برگرد

برگرد

+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 0:13 توسط No One

خدا خواستمو قبول کرد

۵ روز بستری بودم

دو تا عمل کردم

خونریزی داخلی کردم

دو روز بیهوش بودم

رو به مرگ بودم

پس لرزه های بعدیش بعدا معلوم می شه

بازم عمل

حالم بده

زیاد نمی تونم بنویسم

خواستم بگم

خدا اینو قبول کردی

بقیه خواسته هامو قبول کن

حال عشقمو خوب کن

+ نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 15:29 توسط No One |

داغونم

عملت کردن

داغونم

کاشکی به جای تو من درد می کشیدم عزیزترینم

کاشکی من الان رو تخت بودم

وای کاشکی یکی می اومد بیهوشم می کرد که نبینم درد داری

کاشکی نزدیکت بودم

کاشکی کنارت بودم

کاشکی الان کنار تختت بودم

کاشکی می تونستم وقتی درد می کشی دستاتو بگیرم تا دستامو فشار بدیو دردت رو خالی کنی

کاشکی می تونستم موهاتو نوازش کنم و وقتی درد داری قربون صدقه ت برم

وای خدا

چرا اینطوری می کنی با من؟

داغونم

دارم دیوونه می شم

چرا نمی تونی بام حرف بزنی؟

وای خدا

یعنی اینقد حالت بده که نمی تونی حرف بزنی؟

وای فکرشو که می کنم بغضم می ترکه

وای عزیزترینم

تو رو خدا زود خوب شو

تو رو جون عزیزترینت تو زندگی  خوب شو

نفسم

جونم

خوب شو

تو رو خدا

نمی تونم ببینم درد داری

چرا هر چی می نویسم خالی نمی شم؟

چرا نمی تونم خودمو خالی کنم؟

فکر کردم اگه بنویسم خالی می شم

اما خالی نشدم

دلم می خواد داد بزنم

دلم می خواد سوار هواپیما بشم بیام پیشت

نمی تونم تحمل کنم

نمی تونم

یکی منو بیهوش کنه

من ضعیف نیستم

اما دیگه بریدم

دیگه بریدم

دارم تموم می کنم

خوب شو

خواهش می کنم

خدایا

عشقمو خوب کن

خوبش کن

توروخدا خوبش کن

به حق این شبای عزیزت

می دونم اشتباهام زیاد بوده

از دستم ناراحتی

به خدا جز اون

تو این زندگی هیچی نمی خوام

تورو خدا خوبش کن

تا جون دارم تو تنم بچه های یتیم رو سیر می کنم

خیریه رو دوباره راه می ندازم

فقط خوبش کن

خدایا

بهم برگردونش

خواهش می کنم خدا

به حق این ماه عزیزت

به حق این روزا و شبات

این همه بچه یتیم رو به خیلی چیزا رسوندم

تاحالا هم هیچ منتی سرت نذاشتم

وظیفم بوده

شک ندارم

اما حالا تو منو به اون برسون

اونو به من برسون

من چرا اینجا دارم این حرفا رو می زنم؟

اینجا آرامشه منه

اینجا تنها جاییه که هر چی بگم هیچکی منو نمی شناسه

چی کار کنم؟

خدا بگو چی کار کنم؟

آرومم کن خدا

نفسم دووم بیار

تحمل کن

اون خدایی که بالای سر منو توئه بزرگه

خدا

کمکش کن

خدا

کمکم کن

خدا

بهم قدرت بده خم نشم

خدا خودت خوبش کن

خدا دردشو کم کن

خدا دردشو آروم کن

خدا کمکش کن

خدا دردشو قطع کن

بذار عشقم آروم بگیره

خدا

تو فقط این کارو بکن

نذر می کنم

چی نذر کنم؟

چی نذر کنم که ارزش سلامتیه عشقمو داشته باشه؟

چی نذر کنم ؟

نذر کردم

خدا دلم آروم نمی شه

تو رو خدا دردشو کم کن

خواهش می کنم

خوبش کن

خواهش می کنم

 

+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 23:13 توسط No One |

چیه؟

چرا اینطوری نگاه می کنی ؟

تا حالا دیوونه ندیدی؟

تا حالا کسی ندیدی که بخواد بزنه به سیم آخر؟

تا حالا کسی و ندیدی که بخواد خودش نباشه؟

یادته می خواستم یه کتاب بنویسم عالم آدم نبودن؟

یادته خودمو گذاشتم جای شخصیتش؟

حالا دیگه لازم نیست خودمو جاش بذارم

دیگه دنیا رو دوس ندارم

*************************************************

کهنگی کتابایی که تو خیابون پشت شیشه های مغازه ها می بینی و با هزار تا فریب می گن مال همین امساله ...

لباسایی که به اسم مد سال می خری و تو آلبوم عکسا متوجه می شی یکی از فامیلای دور اونو ۱ سال پیش تو عروسی پوشیده بود

ماشینای آخرین مدل تو خیابون

پسر دخترایی که تو کافی شاپ نشستن و قهقهه می زنن

دخترایی با موهای استخونی و رنگ پوستای قهوه ای

پیر مردی که با یه لیاس شیک و تمیز گدایی می کنه

تی شرت لیوایز

بازسازی

رکابی تامی

مرگ

رنگ مو آکوا

میگرن

شلوارای دلچه و گابانا

معده

سندلای چارلز و کیت

دانشگاه آزاد

کیف پرادا

دانشگاه علامه

کیف پول لویی ویتون

گربه ی آمیتیس

مانتوی زارا

خیابون شلوغ

روسری پیر گاردن

سگ آقای پتیبل

خودکار فابر کاستل

آپاندیسیت

کیب کولی نایک

اتاق عمل

تو

تو

تو

رفتن تو

نبودن تو

گذشتن از تو

دوری تو

تو

تو

.....

....

...

..

.

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 17:51 توسط No One |

من کجام؟

من کیم؟

چرا من اینجام؟

تو این شهر؟

تو این خونه؟

جای من اینجا نیست

من باید پیش اون باشم

می فهمی؟

باید پیشش باشم

چرا نمی فهمه چقد عاشقشم؟

چرا نمی فهمه همه زندگیمه؟

چرا نمی فهمه با یه اشاره ش می میرم؟

چرا نمی فهمه از دوریش دارم دیوونه می شم؟

چرا هیچ کی نمی فهمه اون مال منه؟

چرا نمی ذارن من بهش برسم؟

چرا نمی خوان بذارن

چرا اینقد منو اذیت می کنن

گناه من چیه؟

چرا فقط من باید از عشقم دور باشم؟

چرا فقط من و اون باید زجر بکشیم؟

چرا این دنیا اینجوریه؟

می خوامت

می خوام بهت برسم

حتی اگه شده بمیرم هم بهت می رسم

حتی دقیقه آخر زندگیم هم بشه بهت می رسم

می فهمی؟

 

 

 

 

 

 

منتظرم ...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 23:17 توسط No One |

صبح از خواب بلند می شم ...

آسمان زیباست ...

شب تو می گی عاشقمی ...

من چیزی نمی گم ...

تو درد می کشی ...

سخت نفس می کشی ...

شب می خوابم ...

شب زشته ...

صبح بیدار می شم ...

می گم عاشقتم ...

تو خوشحال می شی ...

بازم درد می کشی ...

بیمارستان ...

قلب ...

صبح از خواب بیدار می شم ..................................

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 14:41 توسط No One |

آرامم و عاشق ...

در کوچه های نمناک شهر پرسه می زنم و تو را می بینم ...

می خندی و آرام سنگ فرش های خیابان را می شماری ...

شادمانی و خسته ...

عاشقیم ...

عاشق هم ...

می دوم ..

سوی تو ...

دوری ........ خیلی دور ...

مترها ... کیلومترها ...

نمی رسم ...

لبخند می زنی ...

سنگ فرشهای خیابان را می شماری ...

در کوچه های نمناک شهر پرسه می زنم ...

آرامم و عاشق ..

عاشق تو .............................

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 14:49 توسط No One |

ما دو نفریم ...
همیشه با همیم ...
در تنهایی هایمان ...
با هم می خندیم ...
با هم گریه می کنیم ...
با هم خوشحال می شویم ...
با هم غصه می خوریم ...
با هم دلتنگ می شویم ...
و با هم می میریم ...
ما دو نفریم :
من و خودم ...................................

....................................I Want To Stay In Love With My Sorrow

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 12:32 توسط No One |

سلام ............

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 10:49 توسط No One |